قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2260

تاريخ الفي ( فارسى )

شدند . و چون ديالمه از گرفتن قلعه مأيوس شدند ، دست به نهب و تاراج دراز كرده شهر و نواحى آن را غارت نموده مراجعت نمودند . و هم در اين سال ، لشكرى ديگر از بغداد به عزم تسخير بندنيجين متوجّه آن ديار شده با عكير بن احمد بن عياض ، كه از قبل سلجوقيّه در آنجا مىبود ، محاربه كردند . بعد از محاربات و مجادلات ، بغداديان طاقت مقاومت نياورده روى به هزيمت نهادند و عكير تعاقب ايشان نموده اكثرى را به قتل رسانيده جماعتى را اسير و دستگير نموده مظفّر و منصور مراجعت نمود و تمامى آن جماعتى را ، كه اسير و دستگير نموده بود ، به گرسنگى هلاك گردانيد . و از جمله وقايع اين سال ، در ماه جمادى الثانى المستنصر علوى لشكرى عظيم آراسته به عزم تسخير حلب فرستاد . در آن وقت ، در حلب معزّ الدّوله ابو علوان ، كه مشهور به « ثمال » « 1 » است ، مىبود . القصّه ، چون عساكر مستنصرى به حوالى حلب رسيدند ، معزّ الدّوله ثمال كلابى سپاه بسيار جمع آورده با پنج هزار سوار جرّار متوجّه حرب ايشان گشت . بعد از تلاقى فريقين ، از صبح تا شام ، نايرهء قتال و جدال آنچنان اشتعال يافت كه السنهء بلغا از بيان آن به عجز معترف است . چون وقت غروب آفتاب شد ، معزّ الدّوله به شهر درآمده عساكر مصر نيز به اردوى خود قرار گرفتند . صباح روز ديگر باز دلاوران و مبارزان هردو طايفه دست به تيغ و نيزه برآورده دمار از روزگار يكديگر برآوردند و تا غروب آفتاب آن روز نيز ميانهء ايشان بازار كارزار رايج بود . روز سيّم نيز همين معامله به‌كار داشتند و اهالى مصر از ثبات و وقار معزّ الدّوله ثمال كلابى تعجبها كردند ، كه گمان ايشان آن بود كه هيچ احدى در مقابلهء ايشان ثبات نتواند ورزيد . القصّه ، شب چهارم آنچنان بارانى به هم رسيد و سيلها روى به خيمه‌گاه لشكر نهاد كه در يك ساعت آب به دو قدّ آدمى رسيد . لشكر فى الحال كوچ كرده آنچه از اموال خود توانست برداشته متوجّه شام شدند و اهالى حلب از شرّ ايشان خلاصى يافتند . و از جمله وقايع اين سال آنكه جمعى كثير از احشامات ماوراء النهر و اتراك آنجايى پيش طغرل بيگ و برادرش ابراهيم استغاثه نمودند كه : اين ولايت از براى مواشى ما بسيار تنگ است ؛ بايد كه شما متوجّه بلاد روم شده آن ولايت وسيع را از دست كفّار انتزاع نماييد و ما در اين يورش شما را همراهى نموده خدمات لايقه به تقديم رسانيم « 2 » . و چون آن جماعت در

--> ( 1 ) . الكامل : ثمال بن صالح كلابى . ( 2 ) . ابن أثير پيشنهاد جهاد بر اهالى روم را از طرف ابراهيم ينال مطرح مىكند نه از طرف مردم ماوراء النهر ، و از قول ابراهيم مىگويد : « . . . و رأى من اين است كه به غزايه [ ؟ ] روم برويد و در راه خدا جهاد كنيد و غنيمت بيابيد ، و من هم در اثر شما خواهم آمد و به شما يارى خواهم كرد . . . » ؛ - الكامل ، ج 16 ، ص 250 .